نگاه خانوم

رابعه عدویه؛ پیشوای عارفان اندوهگین

سمیه تاج الدین
نگاه خانوم

رابعه عدویه؛ پیشوای عارفان اندوهگین

رابعه عدویه در سال 95 هـ ق (713م) در بصره متولد شد. وقتی رابعه کودک بود در بصره قحطی افتاد و او را فروختند. روزگاری را به کنیزی گذراند. بعدها چون خواجه‌اش پارسایی و خدا دوستی او را دید آزادش کرد. رابعه در عمر خود هرگز شوهر نکرد و با خلق مزدور و ریاکار سر نکرد. البته خواستگاران زیادی از او درخواست ازدواج کردند؛ اما وی پاسخ مثبت نداد و تنها چیزی که در جواب آنان می‌گفت این بود که "در من وجودی و اختیاری نمانده است، مرا از او باید خواست."

نقل است که روزی سفیان به رابعه گفت: "درجه ایمان و اعتقاد خود را به حضرت حق برای من بیان کنید." رابعه گفت: "من خدا را به شوق بهشت و خوف جهنم نمی‌پرستم بلکه از کمال عشق به آن حضرت و برای ادای شرایط عبودیت عبادت می‌کنم."

رابعه عدویه به شهادت خاص و عام در کشف حقایق عرفانی، مقام بلندی یافته است. هر زنی را که می‌خواهند به مقامات معنوی بستایند، او را در تقوی و عرفان به رابعه مانند می‌سازند. رابعه عدویه با توجه به اقداماتی که کرده و تحولاتی که درعرفان به عمل آورده مورد عنایت و اهتمام خاص و عام بوده است و بزرگان عرفان او را در عصر خود حجّت می‌دانستند.

در مقام رابعه همین بس که او به خاطر نگریستن به غیر خدا مورد غضب الهی قرار می‌گیرد. چه عارف کامل کسی است که جز خدا نبیند، نه اینکه ببیند و چشم از او بازدارد. نقل است که رابعه روزی بیمار شد، سبب بیماری پرسیدند، گفت: "نظرت الی الجنه ، فادبنی ربی" یعنی در سحرگاه دل ما به بهشت میلی کرد، دوست ما با ما عتاب کرد این بیماری از آن است." و نیز در مقام عرفانی این زن بس که در تعریف صداقت و راستی بگوید که "راستی آن است که بر عتاب مولا شاکر باشد."

نقل کرده‌اند که وقتی رابعه به دنیا آمد، پدرش به تنگدستی سختی گرفتار شده بود به گونه‌ای که روغنی یافته نمی‌شد تا ناف او را چرب کنند، مادر رابعه ندا داد که به خانه همسایه رجوع کند تا قطره‌ای روغن تهیه نماید؛ اما او عهد بسته بود که از هیچ فردی، چیزی نخواهد. از منزل بیرون شد تا در خانه همسایه را بزند و این کار را کرد ولی جوابی از صاحبخانه نشنید. به منزل خود برگشت و اعلام کرد که کسی جوابش را نداد. مادر به حدی گریست که خوابش برد و در خواب پیامبـر (ص) را دید. آن حضرت خطاب به وی فرمود: غمگین مباش که این دختر سیّده است و هفتاد هزار از امت من در شفاعت او خواهند بود.
مدتی سپری شد و پدر و مادر رابعه از دنیا رفتند. در بصره قحطی سختی پدیدار شد و خواهران رابعه پراکنده شدند و او نیز چون از خانه بیرون رفت. ظالمی او را دید و گرفت و به شش درهم فروخت و خریدار او را به کارهای مشقت بـار وامی‌داشت. تا اینکه روزی رابعه از جایی گذشت نامحرمی او را دید و قصد او کرد. او دست به دعا بلند کرد و به خدای تعالی عرض کرد : "خدایا غریبم، یتیمم، اسیرم ... و تو میدانی که جز به رضایت کاری انجام نمی‌دهم و حاضرم به هر بلای بیفتم به شرط آن که تو از من راضی باشی !" ندایی شنید که از آینده درخشان او نزد خداوند خبر می"داد.

بدین ترتیب زمینه‌ی ورود او به طریقت الهی فراهم شد. این اتفاق وقتی مسلم شد که رابعه مزه‌ی شیرین عبادت را چشید و از هر فرصتی استفاده کرد تا حلاوت اطاعت از حق تعالی را بیشتر بچشد.

نقل است که یک شب خواجه و سرور او از خواب بیدار شد و از روزنه خانه به بیرون نگریست. رابعه را دید که سر به سجده نهاده است، می‌گوید: "الهی تو می‌دانی که هوای دل من در موافقت فرمان تو است و روشنایی چشم من در خدمت درگاه تو است. اگر کار به دست من باشد یک لحظه از عبادت تو غفلت نمی‌کنم ولی تو مرا تحت نظر سلطه آفریده‌ای و از آفریدگان خود کرده‌ای". وقتی خواجه این جریان را دید و مناجات او را شنید رابعه را پیش خود خوانده و آزاد کرد. پس از آن رابعه روی در بیابان نهاد و سفر حج آغاز کرد.

اگر بخواهیم مهمترین اقدام رابعه را یادآور شویم، باید از تحولی که او در عرفان اسلامی به وجود آورد نام ببریـم و آن وارد کردن مفهوم عشق و محبت الهی در عرفان اسلامی است. از این جهت که رابعه در عرفان و سلوک عرفانی‌اش به عشق و محبت توجه عمیقی مبذول می‌داشت. لذا او را (امام عاشقان) دانسته‌اند و از آن جهت که محبت رابعه به خوف الهی آمیخته بود، او را (پیشوای عارفان اندوهگین) نام نهاده‌اند. چرا که رابعه بسیار گریه می‌کرد و خوف الهی سراسر وجود او را گرفته بود.

رابعه در سلوک عرفانی و تعالیم خود روش تازه‌ای در پیش گرفت و زیبایی و عشق و محبت را در آن وارد و بر آن تأکید داشت. بر خلاف صوفیانی که در زیبایی‌های جهان، جمال حق را مطالعه می‌کردند، او به زیبایی های جهان ظاهر، بی اعتنا بود.

رابعه برای نیل به دیدار خدا دایم در طوفانی از اشک و اندوه عاشقانه به سر می‌برد. زندگی او سراسر سادگی بود. سخنانش در بیان سوز محبت، تأثیری بی مانند داشت. ظهور رابعه و تعالیمش نقطه عطف تصوف بود که تدریجاً از زٌهد خشک مبتنی بر خوف و مشیت به معرفت درد آلود مبتنی بر عشق و محبت گرایید.


موضوعات مرتبط: عرفان
برچسب‌ها: رابعه عدویه

تاريخ : پنجشنبه نهم مرداد ۱۳۹۹ | 17:12 | نویسنده : سمیه تاج الدین |
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.